دیگه عاشق نمی شم
تا انتهاي ماجرا هم پي نبرديم
كزمشرق چشم تو مارا قسمتي نيست
زندگي يك گل سرخ است
پر از عطر پراز خار پراز برگ لطيف
يادمان باشد اگر گل چيديم
عطروخارو گل گلبرگش
همه همسايه ديوار به ديوار هم اند 
چند کلمه حرف حساب :
تا حالا شده فقط با یک نگاه ،فقط با یک نگاه دلت بلرزه و حس کنی که باید یه چیزی رو به زبون بیاری و باید به او بگی که حست چیه ؟
حتما تا حالا شده ، امکان نداره کسی جوون باشه و با احساس و ایرانی و توی این روزگار این حس بهش دست نده .ولی آیا شما رفتی حس خودتو نسبت به او ،بهش گفتی؟ یا گذاشتی برای روزی که دست تقدیر تو و او را بر حسب یک اتفاق ساده با هم روبه رو کنه و اون وقت بگی؟شاید هم نه منتظر گذشت زمان شدی تا ببینی آیا طرف مقابلت ارزشش را داره که بگی « دوستت دارم » .؟اگه این آخری رو انتخاب کردی نمره ات پیش من 20 میشه نه تنها نمره تو بلکه نمره صبر و انتظار برای بهتر شناختن و بهتر ماندن و بهتر بودن در کنار هم .
گذشت زمان باعث میشه تا همه چیز قشنگ تر جلوه کنه ، حتی زشتی ها و پلیدی ها با گذشت زمان کم رنگتر میشن و کم کم محو میشن ; البته اگه ما آدما با این همه عجله و خودخواهی هامون بذاریم دفتر روزگار یواش یواش ورق بخوره و با صبوری صفحه های تیره و خزونی رو به عشق صفحات بهاری و سر سبزش به انتظار بشینیم .
همیشه با خدا باش که خدا نجاتت میده از هر چی پلیدی و بدی و تو رو سوق میده به سمت هر چی زیبایی و پاکی.![]()
سايباني از جنس اشک و نياز مي خواهم تا سجاده ي دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتاباني و گل هاي زيباي عشق و ايمان را بار دگر
در من تازه گرداني....![]()
من یک شکلات گذاشتم تو دستش اونم یک شکلات
گذاشت تو دستم
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد
دید که منو میشناسه
خندیدم
گفت دوستیم
؟گفتم دوست دوست
گفت تا کجا ؟
گفتم دوستی که تا نداره
گفت تا مرگ
خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره
گفت باشه تا پس از مرگ
گفتم: نه نه نه نه تا نداره
گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی
زندگی پس از مرگ
باز هم با هم دوستیم
؟ تا بهشت تا جهنمتا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم
خندیدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یک تا
بزار
اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا
اما من اصلا براش تا نمیزارم
نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد
می دونستم اون می خواست حتما دوستیمون یک تا
داشته باشه
دوستی بدون تا رو نمیفهمید
!! گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریمگفتم باشه تو بزار
گفت شکلات باشه
؟ گفتم باشههر بار یک شکلات میزاشت تو دستم منم یک شکلات
میزاشتم تو دستش
باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم دوست
دوست
من تندی شکلاتامو باز میکردم میزاشتم تو دهنم تندو تند
می مکیدم
میگفت شکمو
تو دوست شکموی منی وشکلاتشو میزاشت توی یک
صندوقچه کوچولوی قشنگ
میگفتم بخورش
میگفت تموم میشه می خوام تموم نشه برا همیشه
بمونه
صندوقچش پر از شکلات شده بود
هیچکدومشو نمی خورد
من همشو خوردخ بودم
گفتم اگه یک روز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن یا کرمها
اون وقت چی کار میکنی
؟ میگفت مواظبشون هستممیگفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوستیم و
من شکلاتمو میزاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه نه
تا نه دوستی که تا نداره
!یک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال
بیست سالش شده
اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم
اون همه رو نگه داشته
اون اومده امشب تا خداهافظی کنه
می خواد بره اون دور دورا
میگه میرم اما زود برمیگردم
من که میدونم اون بر نمیگرده
یادش رفت به من شکلات بده
من که یادم نرفته شکلاتشو دادم
تندی بازش کرد گذاشت تو دهنش
یکی دیگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بیا این هم
اخرین شکلات برای صندوقچه کوچولوت
یادش رفته بود یک صندوقچه داره برا شکلاتاش
هر دوتا رو خورد
خندیدم
میدونستم دوستی اون تا داره اما دوستی من تا نداره
مثل همیشه
خوب شد همه رو خوردم
اما اون هیچ کدوم رو نخورده
حالا با یک صندوقچه پر از شکلاتهای نخورده چی کار
میکنه
؟مثل من که در کوره گداخته تحمل آب می شد م
یادم کردی..........
من مثل نسیمی به فرمان چشمهایت آواره شهرودیار احساس شدم.
شوق قلبم را چگونه تفسیرکنم؟؟؟
این باور عظیمی را که اندک اندک مرادر کام خود فرو می کشید چطور برایت شرح دهم؟؟؟؟؟
در این روزگار سیاه که باران دعاهامان رنگ تیره دل هایمان را نمی شوید
تو نوری آفریده ای..........
عشق بنا نهاده ای ............
تو........
""مرا دوست بدار""; تا در جویبار نگاهت معنای دقیق زندگی را بفهمم
""به من بیاندیش""; تا در آرامش با تو بودن هستی بگیرم
شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی ترابالهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم پس از یک جستجو نقره ای درکوچه های ابی احساس تورا ازبین گلهای که درتنهایی ام رویید باحسرت جداکردم وتودرپاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران وسرگردان چشمانی است رویایی ومن تنها برای دیدن زیبایی ان چشم تورادردشتی از تنهایی وحسرت رهاکردم همین بوداخرین حرفت ومن بعد ازعبورتلخ وغمگینت حریم چشمهایم رابه روی اشکی ازجنس غروب ساکت ونارنجی خورشید واکردم نمیدانم چرارفتی نمیدانم چرا؟شایدخطاکردم وتو بی انکه فکرغربت چشمان من باشی نمیدانم کجا؟تاکی؟ولی رفتی وبعدازرفتنت باران چه معصومانه میبارید وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعدازرفتنت رسم نوازش درغمی خاکستری گم شد وگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمیداشت تمام بالهایش غرق دراندوه وغربت شد وبعدازرفتنت اسمان چشمهایم خیس باران بود وبعدازرفتنت انگارکسی حس کرد من بی تو........
تاکی غم ان خورم که دارم یانه
وین عمر به خوشدلی گذارم یانه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برارم یانه؟
سلام به تو ای یار دوست داشتنی ام![]()
![]()
![]()
امشب آسمان دلم ابری است و چه زیباست که آنرا با گریه ای برای تو سبک کنم.
امشب اشک در چشمانم حلقه زده است و من قایق اندیشه هایم را
بر خلاف جهت زمان به عقب می برم.
ولحظه هایی را به خاطرمی آورم که با سرعت گذشتند.
ساعت ها که خاطره ها را پنهان ساختند
و رمزها که با و بی تو گذشت.
و من اکنون بسان اولین روز آشنایی,روزی که تو را در زیبایی نگاهت احساس کردم
قطره اشکی تقدیمت می کنم.![]()
![]()
![]()
only for my best freind![]()
you are very lovable![]()
سقراط خنده بزرگترین اسلحه در جنگ زندگی است
میشل کوردوبرای موفقیت اول باید باور کنیم که میتوانیم
جورج سانتایاناتولد ومرگ را درمانی نیست مهم اینست که فاصله میان این دو راشادزندگی کنیم
هوگوتنها کلمه ای که خداوند بر جبین هربنده ای نوشته امید است
کاش پروانه ماندن هیچگاه تاوان نداشت
دیدگان مست عشق هیچگاه پایان نداشت
کاش اگردل درهوای یاس ها پر میکشید
هیچگاه باغی غم بی باغبانی رانداشت
از خروشت من خروشانم چوشمع
ازنگاهت من فروزانم چوشمع
خورده ام می جرعه ای از چشم تو
درفراقت من گرازانم چوشمع
برتنم جامه توییزیبای جان
ازنبودت من پریشانم چوشمع![]()
گفتم:انها را چه میگویی که دل براو نهند گفت: یا مستند یا کورند یا دیوانه ای
گفتم:از احوال عمرم گو که باز م عمر چیست؟ گفت: یابرق است یا شمع یا پروانه ای
طرفدار کدومی؟
استقلال ( 3رای، 60%)
پیروزی ( 1رای، 20%)
پاس ( 0رای، 0%)
سایپا ( 0رای، 0%)
صبا باطری!!!! ( 0رای، 0%)
سپاهان ( 1رای، 20%)
فولاد ( 0رای، 0%)
ابو مسلم ( 0رای، 0%)
در تیره شبی قیرگون ،رهنوردی خسته جان و گم کرده راه در کویری
بی پایان راه می پیمود و ظلمت مرگزای شب گلویش را سخت میفشرد
او همچون نابینایان دست جستجو به دیوار شب میمالید
تا در وازه روز را بیابد ولی هرچه بیشتر می جست کمتر می یافت.
ناگهان در تیرگیجانفرسای شب اختری تابنده در کرانه افق دمیدن گرفت
و بر دل راه پیمای گمگشته نور امید پاشید.
پای رهنورد از امید نیرو گرفت و لبش از روشنی ها خندان شد
و بشوق افق روشنتر با تصمیمی بی امان و جسمی پر توان کویر
ظلمت گرفته را در پرتو تابنده اختر در نوردید
آن رهنورد خسته جان منم وآن کویر ظلمت زده،صحرای زندگی من بود
وآن نجم درخشنده و ستاره تابنده که با طلوع خویش امید زندگی
به من بخشید ودر تاریک راه من نور پاشید تویی
لبخندت امیدبخش من و دیدارت گره گشای کار منست
بوسه آن طعم مستی دارد و سخنش شیرینی وصال
من به پاس این درخشندگی امید آفرین و این لبخند خستگی سوز،
این نوشته را به ستاره تابانم پیشکش میکنم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روزگار غالبن بهترین تصمیمهارادرهم میشکند ودنارک
یک روز زندگی به روشن بینی بهتر از صدسال عمردرتاریکی بودا
اگرمیل دارید شما را هم صحبت مطبوعی بدانندگوش کردن را تمرین کنید ویل کارنگ
سعادت در این دوره فقط دانستن مقصود زندگی است تولستوی
تمسخرسلاح ضعیفان است لاول
خنده فکر را قوی وبدن راتوانا میسازد رول سیمون
از مبا حثه ومجادله ی غیرواجب وبدون هدف بپرهیزید جان کایزل
عطش را میشناسیم چرا که در قفس رهایی را ارزو کرده ایم دورافتاده ایم ............دور
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است
عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است
عشق جازدن وکنار کشیدن نیست
بلکه صبرکردن وادامه
دادن است
عشق را در وادی چشم تو سکنی میکنم
سر به دیوار غمت میکوبم وجان میدهم
سینه را قربانی چشم تو زیبا میکنم
نوشتم روی گلبرگش که من بی تو چه ها کنم
خبرداری که میایی سوار شاپرک در باد
بیا ای اوج زیبایی که غمها را رها کردم
با نگاهت پرچم دلدادگی را پای بر جا میکنم
وای اگر روزی کنی قصد دل دیوانه ام
زندگی را پای تا سر غرق در رویا میکنم
تقدیم به تو![]()